تبلیغات
وبلاگ تخصصی مهندسی معماری Architecture design Memar1 - مسجد و معماری معاصر
وبلاگ تخصصی مهندسی معماری Architecture design Memar1
مهندسی معماری - معماری - مقاله مهندسی معماری - معماری داخلی - گالری تصویر معماری

مسجد و معماری معاصر

واسیلی  کاند ینسکی نقاش شهیر و صاحب آثاری چون معنویت در هنر و نقطه، خط سطح بر این باور است که هنرها به سمت الگویی انتزاعی حرکت می کنند. ریشه ی این بحث شاید به پیش از کا ندینسکی بازگردد. هگل در درس های زیبایی شناسی خود قائل به همین اصل است. او معتقد است تاریخ هنر پس از دوره ی کلاسیسم وارد دوره ی رومانتیسیسم شد و لاجرم حکم می کند که هنر بزرگ مرده است. در بین اندیشمندان شرقی هم می توان این اندیشه را یافت، محی الدین­ابن عربی بر این اعتقاد است که هنر نقاشی پس از گذر از دورا ن های مختلف به پایان خود رسیده «چرا که دیگر مخاطب کلیسای مسیحی توان جان بخشی به تصاویر کلیسا را ندارد» محی الدین ابن عربی آنگاه ادبیات را هنر پویای زمان خود برمی شمرد.

مسجد و معماری معاصر



نویسنده: محسن - معینی
واسیلی  کاند ینسکی نقاش شهیر و صاحب آثاری چون معنویت در هنر و نقطه، خط سطح بر این باور است که هنرها به سمت الگویی انتزاعی حرکت می کنند. ریشه ی این بحث شاید به پیش از کا ندینسکی بازگردد. هگل در درس های زیبایی شناسی خود قائل به همین اصل است. او معتقد است تاریخ هنر پس از دوره ی کلاسیسم وارد دوره ی رومانتیسیسم شد و لاجرم حکم می کند که هنر بزرگ مرده است. در بین اندیشمندان شرقی هم می توان این اندیشه را یافت، محی الدین­ابن عربی بر این اعتقاد است که هنر نقاشی پس از گذر از دورا ن های مختلف به پایان خود رسیده «چرا که دیگر مخاطب کلیسای مسیحی توان جان بخشی به تصاویر کلیسا را ندارد» محی الدین ابن عربی آنگاه ادبیات را هنر پویای زمان خود برمی شمرد. می بینیم که بسیاری از متفکران بر این باورند که هنر به سوی یک الگو حرکت می کند و عموماً این الگو را یک الگوی انتزاعی می دانند آنگونه که کاندینسکی موسیقی را غایت همه هنر ها برمی شمرد. اما انتزاعی که کاندینسکی عنوان می کند نوعی انتزاع فردگرایانه است که شاید ریشه های آن به "کوگیتوی" دکارت و یا "شیء فی نفسه" کانت برگردد. در مقابل در هنر اسلامی نوعی دیگر از انتزاع وجود دارد. اسلام دینی مبتنی بر توحید است و وحدت را نمی توان با هیچ تصویری نمودار ساخت و بیان کرد؛ چرا که گر چه وحدت یک حقیقت کاملاً عینی است به نظر انسان یک مفهوم ذهنی و انتزاعی است. تمام عناصر هنر اسلامی اشاره به همین مفهوم انتزاعی متعالی دارد. با توجه به این امر با نگرشی به الگوی مساجد در هنر اسلامی به اجمال به بررسی بعضی از این عناصر می پردازیم
.
می دانیم که بسیاری این نقد را به معماری مساجد وارد می کنند که معماری اسلامی بر عکس دوره ی رنسانس انسان را متوجه عملی که هر قسمت از ساختمان انجام می دهد نمی سازد. در یک بنای دوره ی رنسانس مثلاً آن نقاطی که باید بیشتر وزن را حمل کند و نیز خطوطی که وزن عمارت را نگاه می دارد تقویت شده و در نتیجه این عناصر یک جنبه ی آگاهی زنده یافته است. همین امر از نظر اسلامی باز یک اشتباه بین دو مرتبه از واقعیت و نداشتن صداقت عقلی و فکری است. اگر ستون های نازک و لطیف (که از معماری دوران گوتیک به بعد در بناهای کلیساهای غربی دیده می شود) بتواند یک گنبد را نگاه دارد چه فایده دارد تصنعاً به آن یک وضع و حال و کشش و فشار داد که به هر حال از آن جمادات طبیعی نیست؟ نیز معماری مساجد اسلامی سعی نمی کند که سنگینی طبیعی سنگ را به نشان دادن یک حرکت صعودی در سنگ مرتفع سازد اعتدال بی حرکت مستلزم عدم حرکت است لکن در معماری مساجد ماده ی سنگین و بی شکل با حکاکی طرحهای تزیینی زخرفی و اسلیمی و حجاری به اشکال مقرنس و مشبک سبکی شبیه به اشیاء حاکی ماوراء یافته است و بدین وسیله نور بر هزار جهت تابیده و سنگ و گچ را بدل به یک جوهر قیمتی می سازد. طاقهای مسلسل حیاط الحمراء و برخی مساجد مغرب یک احساس آرامش و صفای کامل می بخشد و به نظر می رسد که آنها از اشعه های درخشان نور بافته شده است و در واقع نور است که به بلور مبدل شده است. انسان فکر می کند که ماده درونی اطاق های پیوسته اصلاً سنگ نیست، بلکه نور الهی است و آن عقل خلاق است که به صورتهای اسرار آمیزی در همه چیز منزل دارد
.
فضا در معماری مساجد هرگز مستقل از فرم فرض نمی شود این فضا، فضای انتزاعی اقلیدسی نیست که صورت خارجی پذیرفته و چارچوبی برای استقرار فرم ها فراهم آورده باشد فضا به واسطه ی فرمهای درون خود جنبه ی کیفی پیدا می کند یک مکان مقدس قطبی است که فضای اطراف را گرد خود متمرکز می سازد و چنان که شهر مکه نقطه ای خاکی بر روی محور اتصال زمین و آسمان که به نوعی مرکز زمین محسوب می شو د ، فضا را برای انجام عالیترین فریضه ی اسلامی یعنی نماز متمرکز میسازد و قطبیت می بخشد
.
مسجد خانه خداست ، بنایی که انسان باید حضور خدا را در آن احساس کند و از نزول رحمت الهی بهره جوید. از این رو معماری مسجد انعکاسی از عالم وجود و محلی برای مواجهه ی انسان با کلام الهی یا "لوگوس" است. مسجد برای انسانی که محدودیتهای ذاتی او و محیط خشک و بی روحی که خود آفریده است او را احاطه کرده اند، آیینه ی آرامش و هماهنگی طبیعت بکری است که پرداخته ی دست خدا و پدیده هایش «آیات» خداست. پس مسجد را باید همچون صنع خداوندی نگریست که انسان را به خالق خویش متذکر میشود و درست در اینجا تفاوت مفهوم انتزاع در معماری و هنر اسلامی و هنر غرب آشکاره می شود
.
حضور الهی در معماری اسلامی مخصوصاً مساجد یک دست سپید و ساده ی نخستین صدر اسلام که فقر و سادگیشان یادآور غنی مطلق است جلوه گر می شود، یا در قالب نماها، طاقها و گنبدهایی که ماهرانه رنگ امیزی شده اند و در توازن و هماهنگی خود گویی تجلی وحدت در کثرت و بازگشت کثرت به وحدت را بازگو می­کنند علاوه بر عناصر یاد شده خود "ماده" نیز درخور اعتناست. اگر دوگانگی ذهن و عین که امروزه این چنین افق فکری انسان معاصر را تیره و تار ساخته از میان برخیزد ثروت ها و امکانات غیره منتظره ای از سوی ماده در اختیار معماران قرار خواهد گرفت. هیچ گونه نسبت یا رابطه ی عمیقی میان ماده امروزه و انسان وجود ندارد. تعالیم سنتی پیرامون مراتب هستی مادی و چگونگی استفاده از عناصر مادی در حیات معنوی نیز به فراموشی سپرده شده است. این تعالیم و اعتقادات که روزگاری غرب هم از طریق سنت کیمیاگری با آن مانوس بود باید به همراه تصور صنعت گر سنتی از "ماده" و "صورت" دگر باره احیاء شود تا معنای ماده و عناصر مادی در تفکر اسلامی به درستی روشن شود. بی شک نگرش دوباره و عمیق به سنت ساخت مساجد در گفتمان اسلامی می تواند بسیاری از مشکلات عملی و نظری ما را درطرح انداختن شهری در خور "انسان" حل کند




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط عابدی
 PLEASE NOTE:  This tool will provide an estimation of the future PageRank and should not be considered precise.
 
Your Domain (URL):
  (eg. www.iwebtool.com)  
 

Powered by iWEBTOOL